11روز مونده به رفتن مسابقات...پووووف...امشب خداییش خیلی دلم تنگ خونه شد،دلم میخواست پیششون باشم....تمرینات خیلی روم فشار اوردن ،خسته ام کردن هم جسمی هم ذهنی ....احساس میکنم کم اوردم....ولی خو شاعر این
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
به وقت 23مرداد بازم یه تولد دیگه بازم یه سال دیگه از عمرمون گذشت...خیلی بده ادم روز تولدش مسابقات المپیاد باشه از قضا همون روزم بازی داشته باشی.....اوه شت :(
چراتبریک نگفتن بهم یعنی????یادشون رفته یعنی??!?!?!مگه داریم?!?!?!
#خدایا_شکرت
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
وقتایی که ارامش نداری ،احترام نداری ،قاعدتا باید از اونجا رفت حالا هرکجا که میخواد باشه ......
#خدایا_شکرت
یه راهی پیش روم بزار
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
اولین شب حضور در خوابگا همراه باشش نفر چپانده در اتاق در مهر ماه سال 98
#در_حال_چرت _زدن
دارم از هوش میرم ،چقد، خوابم میاد
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
جا مانده ایم و حوصله ی شرح قصه نیست .....
چرا قسمت نمیشه یه بارم ما بریم پیاده روی اربعین اخه...
منم دلم میخواد خو.....
دلتنگم....
:(
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
خسته ودلتنگ......
بی حوصله ودلتنگ........
واما دلتنگی.........
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
دیشب را از درد زجه ها زدیم ....
حالت رفتیم جواب ازمایش گرفتم میگه هیچیت نیس همه چی اوکیه...
پس این درد ها علتش چیه اخه....
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
بلاخره 10روز تعطیلی مون هم تموم شد و از خونه مجبورا دل کندیم واومدیم خوابگاه....
دلم واس خونه،مامان،بابا،و فُخی خنگم تنگ میشه اصن واسه همه چی حتی گلدون جیگرم ....
الانم میخوام با نجمه جون بریم خرید ....
امروزم کار توی درمونگاه جدید رو شروع کردیم انشالله این فیلدم به خوبی وخوشی تموم بشه....
#خدا جونم شکرت بابت همه چی...
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاشفی